|
|
نوشته شده در 22 / 2 / 1391
بازدید : 520
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
از آدمیان زنده کش, مرده پرست! از آدمیان معلق دردنیا! از برهنگی شان در این عصرهراسانم! از افکار پوسیده, نگاههای متلاشی و جسم های ویران شده، ازقلبهای عصیانی،طعنه های پنهانی،از این مردم گرفتار هراسانم،من اگرچه تنها اما هیچگاه به سراغ من نیا! که من هرگز به وسوسه نه سیبی خورده ام و نه !چیده ام.که من از ازل به عطر پراکنده ی سیب در فضا قانع بوده ام, و از آرزوى تحقق تفکر عشق در فراسوی فریبها و یک لحظه تجسم انسانیت به نابودی رسیده ام ...دلم می خواست می رفتم...کاش امشب بالى بود مرا!
|
|
|