پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
آوار...!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 582
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

سقف این خانه اگر آسمان هم بود...

باز بی تو برویم آوار می شد...




پیدا وگم!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 568
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

گم شدن در تو آسان بودو پیدا شدن دشوار...

گم شدم،

پیدایم کن!




آغوش تو!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 514
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

آغوش تو مترادف امنیت است,

آغوش تو,

ترسهای مرا می بلعد...

لغت نامه ها دروغ می گفتند,

آ غوش تو یعنی پایان سروده ها,

یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها...

آغوش تو یعنی;من خوبم...

بلند نشوی بروی یک وقت!

من از بازگشت بی هوای ترس ها می ترسم!!

 




سکوت...
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 570
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

از آجیل سفره عید...

چند پسته لال مانده است,

آنها که لب گشودند خورده شدند,

آنها که لال مانده اند می شکنند...

دندانپزشک راست می گفت...

پسته لال,سکوت دندان شکن است...

 




سلطان زیبای خاطراتم!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 602
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

هر چه کردم که داغت را از یاد ببرم,

نتوانسته ام و همواره بغض به همراه سیل اشک به سراغ

چشمان من می آید و برای تسکین بخشیدن به قلب

داغدارم:

می نویسم سلطان زیبایی خاطراتم...




نسیان!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 517
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

دانستم تا این حد نامهربان شده که خاطرات دوران وصالمان را

از یاد خواهد برد,

باور نمی کردم دنیا را از دریچه شهوت خواهی نگریست,

گمان نمی کردم,سنت و عهد و پیمان شکن خواهی شد,

و هر لحظه و هر ساعت خود را در آغوش هوای دل خواهی

افکند و یارانه دیرینه خود را بلکه از یاد خواهی برد,

با بی رحمی هرچه تمام تر کالبد قلبم را شکسته و با دیگری

هم پیمان خواهی شد,

نمی دانم چگونه و به چه نحو خاطرات شیرین گذشته را از یاد

بردی!

در شبهای تیره طوفانی,تو را چون سایه دنبال می کردم تا

مبادا رنج دوران دیده و گزندی ببینی!

فانوس دلم در راههای ظلمانی همیشه راهنمای تو بود,

حال که خاطرات و صحنه های فریبنده گذشته را به کلی از یاد

بردی,مرا نیز فراموش کن...

 




ماه من!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 573
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

ماه زندگی من,

می گویی فرمانروای ملک دل منی؟ نمی دانم راست می

گویی یا خیر...

اما اینقدر می دانم که روشنایی بخش شبهای تار منی,

ماه زندگی من,

می گویند که تو دائما در حال تغییری و عوض می شوی,

نمی دانم راست می گویند یا خیر؟

اما اینقدر می دانم که اگر حرکات تو دگرگون شده,

عشق من همیشه بر جای خود باقی است,

ماه من!چقدر دلم میخواهد که تو را ببینم,

تا از سرچشمه های نورو امید,

مشعل های عشق را که روشن کننده شبهای تار من هستند

بر من بورزی...

 




شب مهتاب!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 585
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

 

آرزوی من,مدتها بود که کلمه جدایی و بی وفایی در رویاهای زندگی

دیده و آرزو داشتم با این مراحل عشق رو به رو نشوم!

اما...

حال که خاطره دوران آشناییمان چون ستاره ای در مقابل دیدگانم می

درخشند احساس می کنم,

بدبخت ترین افرادم...

هنگامیکه خورشید طلوع می کند و لحظه ای که غروب می نماید,بیاد

آن روزها و ایامی که در کنارم بودیاشک می ریزم,

خاطره پیوند,ماجرای سوزناک آن شب مهتابی هنوز مرا رنج می دهد

وساعتی که برای آخرین بار از من جدا شدی،

احساس می کردم که از وجودم جز کالبدی نمانده است،

زیرا روح وروانم وحتی تنها مایه حیاتم،قلب شکسته ام درمیان دستان

تو فشرده شد و هر قدمی که بر می داشتی،

می پنداشتم یک گام به مرگ نزدیک شده ام!

عزیز من

کاش می شدومی خواستی که دستهایت گرمی دستهایم را احساس

کنند...

فقط آرزویم این است که خاطره آشنایی و آن شب مهتاب را از یاد

نبری؟

 




تجسم یک رویا!
نوشته شده در 11 / 12 / 1390
بازدید : 647
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

سیاهی چشمانت مرا به یاد شبهای تاریک عشق می اندازد

و سرخی لبانت بوی لاله را به مشامم می رساند,

گرمی نگاهت خورشید را بر قلبم می تاباند

و خم ابروانت قامت نا امیدی را می شکند و بس!




ناتمام من!
نوشته شده در 9 / 12 / 1390
بازدید : 711
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه

 

راه دوری ات تمام نشدنی است

سراب به تو رسیدن کلافه ام کرده,

آخرین گام ها را با تردید بر می دارم,

ناامیدی را به امید دیدن روی ماهت پشت سر می گذارم,

چون می دانم!!

این عطر توست که در تمام مسیر پیچیده و خیال مرا به سوی

تو!

به سوی در آغوش کشیدنت پرواز می دهد...