|
|
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 500
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
حالا صورت ساده بوسیدن از من دور است!حالا باد می آید!باران می آید!نمیدانم!به طور قطع و یقین نمیدانم!دیرو زودش را ترانه ای باید!با چیزی که شما تحملش می نامید!
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 485
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
گام اول را تو بردار...به روزگاری که سلام و خداحافظی فرقی با هم ندارد!نه ماندن کسی حادثه است!نه رفتن کسی فاجعه!نزدیکتر بیا!دوست ندارم از این فاصله ها صحبت کنی!
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 582
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
چه بی تابانه می خواهمت!وقتی با صدایت تمام احساسم را در آغوش می گیری!وقتی همره شوق نفسهایت,عشق در وجودم جواته می زند!
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 426
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
امشب آغوشم تهی از توست!بوسه هایم سر به هوا شده اند!شاید اگر امشب بالی بود مرا!عاشقانه با بوسه هایم به سوی آغوشت پرواز می کردم!
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 495
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
در دنیای مبهم سکوت به تصویر ساکن یک جسم پیوستم,کلمات دستانم را با دستانش ساده آشنا ساخت!و من کودکانه در بیگانگی باورها!نوازش روح عریان خویش را به او سپردم!....گرچه در امتداد روز ها ما را به ”ما”امیدی نیست!اما من دوست دارم این پیوستگی را دوست بدارم!
نوشته شده در 15 / 2 / 1391
بازدید : 566
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
آری صدای عشق شنیده شد,وقتی از دور دستها صدای التماس تنهایی ام را پاسخ داد!وقتی پژواک صدایش در ذهن,دلتنگی آفرید!و من از بدو نطفه ی عشق در وجودم به هیجان زندگی رسیدم!نمیداند اما! مدتهاست در چمنزار چشمانش به خواب عاشقی رفته ام!دراین بیگانگی ها اندکی با من آشناست ومن به پاس این آشنایی میخواهم تنها تا ابد با او عاشقی کنم!کسی که مثل هوا در لحظه هایم جاریست اما چشمانم عاجز از دیدار اوست!کسی که در آرزوی آغوشش!تمام ثانیه ها را به اجبار می کشم!تقدیم به رویاى عاشقانه زندگی ام!به (م.ل)
نوشته شده در 1 / 2 / 1391
بازدید : 435
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
همیشه احساس من غرق بهتی مبهمه!
نوشته شده در 1 / 2 / 1391
بازدید : 356
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
بی تو احساسم در فصل غریبی می میرد,اگر فصل کوچ را به فراموشی نسپاری!
نوشته شده در 20 / 1 / 1391
بازدید : 535
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
دلــم ذره ای از بوی پیراهنت را می خواهد!
تــــا تـــمام آغـــوشت را وصـــف کــــنم...
برایــــم بوســـه ای بـــفرست...
مـــی خواهـــم عشــق را تعبـــیر کــــنم!
نوشته شده در 20 / 1 / 1391
بازدید : 511
نویسنده : سـعـیـــــــــــــــــــــــد ه
|
|
حیــف امــروز که بــی تـو هدر شد!
حیـــف فــردا،که بـی تو به ملاقات
دیـــروز مـــی رود...!
حیف من...حیف تو... حیف ما....
حیف من و تو که به "ما" وعده ی دروغ دادیم!
حیف من و تو که به "ما" خیانت کردیم
و هم آغوش تنهایی شدیم!
|
|
|